بسم الله الرحمن الرحيم
سلام
خیلی از دوستان از من پرسیده بودند چرا ما دعاهایمان مستجاب نمیشود
این قسمتی از اولین نوشته من در مقدمه این وبلاگ هست
قسمتی از نامه حضرن امیرالمومنین علی علیه السلام به حضرت امام حسن مجتبی علیه السلام در خطبه
۳۱ نهج البلاغه
هرگز از تاخیر اجابت دعا ناامید مباش زیرا بخشش الهی به اندازه نیت است گاه در اجابت دعا تاخیر میشود تا پاداش درخواست کننده بیشتر و جزای آرزومند کامل تر شود گاهی درخواست میکنی امّا پاسخ داده نمی شود زیرا بهتر از آنچه خواستی به زودی یا در وقت مشخص به تو خواهد بخشید یا به جهت اعطای بهتر از آنچه خواستی دعا به اجابت نمیرسد زیرا چه بسا خواسته هایی داری که اگر داده شود مایه هلاکت دین تو خواهد بود پس خواسته های تو به گونه ای باشد که جمال و زیبایی تو را تامین و رنج و سختی را از تو دور کند پس نه مال دنیا برای تو پایدار است و نه تو برای مال دنیا باقی خواهی ماند.
پسرم به یقین بدان که تو به همه آرزوهای خود نخواهی رسید و تا زمان مرگ بیشتر زندگی نخواهی گرد و به راه کسی میروی که پیش از تو میرفت پس در به دست آوردن دنیا آرام باشو در مصرف آنچه داری نیکو و خوب عمل کن زیرا چه بسا تلاش بی اندازه برای دنیا باعث به تاراج رفتن اموالت میشود بنابراین هر تلاشگری به روزی دلخواه خود نخواهد رسید و هر مدارا کننده ای محروم نخواهد شد خود را از هر گونه پستی بازدار هر چند تو را به به اهدافت برساند.
ان خوبی که با شر به دست بیاید خوبی و نیکی نیست و آن راحتی که با سختی های فراوان به دست بیاید آسایش نخواهد بود.
در سوگ زین العابدین

| در سوگ زین العابدین ، زهرا نشسته |
| تیر غم از داغش بر این دل ها نشسته |
|
از دیدگان یاران، اشك جارى ز داغش |
| سوزم براى قبر بى شمع و چراغش |
| اى من فداى قبر بى نام و نشانت |
| خواهم كه تا سایم جبین بر آستانت |
| كویَش چرا بى زائر و بى سایبان است |
|
قبر غریبش وعده گاه عاشقان است |
چون آماده نماز میگردید، رنگ چهرهاش دگرگون میگشت و به هنگام ایستادن به نماز، همچون عبدی ذلیل و فروتن كه در برابر پادشاهی عظیم و جلیل قرار گرفته؛ و تمام اعضاء بدنش از ترس و خوف الهی میلرزید.
نمازش همانند كسی بود كه در حال وداع و آخرین ملاقات و دیدار با پروردگارش باشد.
هنگام نماز به هیچ كسی و هیچ سمتی توجّه نداشت؛ و تمام توجّهش به خدای متعال بود، به طوری كه گاهی عبایش از روی شانه هایش میافتاد و اهمیّتی نمیداد، وقتی به حضرتش گفته میشد، در پاسخ میفرمود: آیا نمیدانید در مقابل چه قدرتی ایستاده و با چه كسی سخن میگویم؟!
می گفتند: پس وای بر حال ما كه به جهت نمازهایمان بیچاره و هلاك خواهیم گشت؛ و حضرت میفرمود: نافله بخوانید، همانا كه نمازهای نافله جبران ضعفها را مینماید.
و چون حضرتش وفات یافت، مردم متوجّه شدند كه او امام و پیشوایشان، حضرت سجّاد امام زین العابدین علیه السّلام بوده است.
خصال مرحوم شیخ صدوق: ج 2، ص 517، ح 4.
سه حالت و خصلت در هر یك از مؤمنین باشد در پناه خداوند خواهد بود و روز قیامت در سایه رحمت عرش الهی میباشد و از سختیها و شداید صحرای محشر در امان است.
اوّل آن كه به همان مردم چیزی را دهد كه از آنان برای خویش میخواهد (آنچه برای خود میپسندد را به آنان عطا كند).
دوّم آن كه قبل از هر نوع حركتی بیندیشد كه كاری را كه میخواهد انجام دهد یا هر سخنی را كه میخواهد بگوید آیا رضایت و خوشنودی خداوند در آن است یا مورد غضب و سخط او میباشد.
سوّم قبل از عیب جوئی و بازگوئی عیب دیگران، سعی كند عیبهای خود را برطرف نماید.
2 - قال علیه السلام: ثَلاثٌ مُنْجِیاتٌ لِلْمُؤْمِن: كَفُّ لِسانِهِ عَنِ النّاسِ وَاغتِیابِهِمْ، وَإ شْغالُهُ نَفْسَهُ بِما یَنْفَعُهُ لاَِّخِرَتِهِ وَدُنْیاهُ، وَطُولُ الْبُكأ عَلی خَطیئَتِهِ .(2)
سه چیز موجب نجات انسان خواهد بود:
بازداشت زبان از بدگوئی و غیبت مردم،
خود را مشغول به كارهائی كردن كه برای آخرت و دنیایش مفید باشد.
و همیشه بر خطاها و اشتباهات خود گریان و ناراحت باشد.
3 - قال علیه السلام:أرْبَعٌ مَنْ كُنَّ فیهِ كَمُلَ إسْلامُهُ، وَ مَحَصَتْ ذُنُوبُهُ، وَ لَقِیَ رَبَّهُ وَ هُوَ عَنْهُ راضٍ: وِقأ لِلّهِ بِما یَجْعَلُ عَلی نَفْسِهِ لِلنّاس، وَ صِدْقُ لِسانِه مَعَ النّاسِ، وَ الاْ سْتحْیأ مِنْ كُلِّ قَبِیحٍ عِنْدَ اللّهِ وَ عِنْدَ النّاسِ، وَ حسْنِ خُلْقِهِ مَعَ أهْلِهِ.(3)
هركس دارای چهار خصلت باشد، ایمانش كامل، گناهانش بخشوده خواهد بود، و در حالتی خداوند را ملاقات میكند كه از او راضی و خوشنود است:
1 - خصلت خودنگهداری و تقوای الهی به طوری كه بتواند بدون توقّع و چشم داشتی، نسبت به مردم خدمت نماید.
2 - راست گوئی و صداقت نسبت به مردم در تمام موارد زندگی.
3 - حیا و پاكدامنی نسبت به تمام زشتیهای شرعی و عرفی.
4 - خوش اخلاقی و خوش برخوردی با اهل و عیال خود.
4 - قال علیه السلام: یَا ابْنَ آدَم، إ نَّكَ لا تَزالُ بَخَیْرٍ ما دامَ لَكَ واعِظٌ مِنْ نَفْسِكَ، وَ ما كانَتِ الْمُحاسَبَةُ مِنْ هَمِّكَ، وَ ما كانَ الْخَوْفُ لَكَ شِعارا.(4)
ای فرزند آدم، تا آن زمانی كه در درون خود واعظ و نصیحت كننده ای دلسوز داشته باشی، و در تمام امور بررسی و محاسبه كارهایت را اهمیّت دهی، و در تمام حالات - از عذاب الهی - ترس و خوف داشته باشی؛ در خیر و سعادت خواهی بود.
5 - قال علیه السلام: وَ أمّا حَقُّ بَطْنِكَ فَأنْ لا تَجْعَلْهُ وِعأ لِقَلیلٍ مِنَ الْحَرامِ وَلا لِكَثیرٍ، وَ أنْ تَقْتَصِدَ لَهُ فِی الْحَلالِ.(5)
حقّی كه شكم بر تو دارد این است كه آن را ظرف چیزهای حرام - چه كم و چه زیاد - قرار ندهی و بلكه در چیزهای حلال هم صرفه جوئی كنی و به مقدار نیاز استفاده نمائی.
6 - قال علیه السلام: مَنِ اشْتاقَ إلی الْجَنَّةِ سارَعَ إلی الْحَسَناتِ وَ سَلاعَنِ الشَّهَواتِ، وَ مَنْ أشْفَقَ مِنَ النارِ بادَرَ بِالتَّوْبَةِ إلی اللَّهِ مِنْ ذُنُوبِهِ وَ راجَعَ عَنِ الْمَحارِمِ.(6)
كسی كه مشتاق بهشت باشد در انجام كارهای نیك، سرعت مینماید و شهوات را زیر پا میگذارد و هركس از آتش قیامت هراسناك باشد به درگاه خداوند توبه میكند و از گناهان دوری مینماید.
7 - قال علیه السلام: طَلَبُ الْحَوائِجِ إلی النّاسِ مَذَلَّةٌ لِلْحَیاةِ وَ مَذْهَبَةٌ لِلْحَیاء، وَ اسْتِخْفافٌ بِالْوَقارِ وَ هُوَ الْفَقْرُ الْحاضِرِ، وَ قِلَّةُ طَلَبِ الْحَوائِجِ مِنَ النّاسِ هُوَ الْغِنَی الْحاضِر.(7)
دست نیاز به سوی مردم دراز كردن، سبب ذلّت و خواری در زندگی و در معاشرت خواهد بود.
و نیز موجب از بین رفتن حیا و ناچیز شدن شخصیت خواهد گشت به طوری كه همیشه احساس نیاز و تنگ دستی نماید.
و هرچه كمتر به مردم رو بیندازد و كمتر درخواست كمك نماید بیشتر احساس خودكفایی و بی نیازی خواهد داشت.
8 - قال علیه السلام:اَلْخَیْرُ كُلُّهُ صِیانَةُ الانْسانِ نَفْسَهُ.(8)
سعادت و خوشبختی انسان در حفظ و كنترل اعضا و جوارح خود از هرگونه كار زشت و خلاف است.
9 - قال علیه السلام: سادَةُ النّاسِ فی الدُّنْیا الاَسْخِیاء، وَ سادَةُ الناسِ فی الاخِرَةِ الاتْقیاء.(9)
در این دنیا سرور مرد، سخاوتمندان هستند؛ ولی در قیامت سیّد و سرور مردم، پرهیزكاران خواهند بود.
10 - قال علیه السلام: مَنْ زَوَّجَ لِلّهِ، وَ وَصَلَ الرَّحِمَ تَوَّجَهُ اللّهُ بِتاجِ الْمَلَكِ یَوْمَ الْقِیامَةِ.(10)
هركس برای رضا و خوشنودی خداوند ازدواج نماید و با خویشان خود صله رحم نماید، خداوند او را در قیامت مفتخر و سربلند میگرداند.

11 - قال علیه السلام: إنَّ أفْضَلَ الْجِهادِ عِفَّةُ الْبَطْنِ وَ الْفَرْجِ.(11)
با فضیلتترین و مهمترین مجاهدت ها، عفیف نگه داشتن شكم و عورت است - از چیزهای حرام و شبهه ناك -.
12 - قال علیه السلام: مَنْ زارَ أخاهُ فی اللّهِ طَلَبا لاِنْجازِ مَوْعُودِ اللّهِ، شَیَّعَهُ سَبْعُونَ ألْفَ مَلَكٍ، وَ هَتَفَ بِهِ هاتِفٌ مِنْ خَلْفٍ ألاطِبْتَ وَ طابَتْ لَكَ الْجَنَّةُ، فَإذا صافَحَهُ غَمَرَتْهُ الرَّحْمَةُ.(12)
هركس به دیدار دوست و برادر خود برود و برای رضای خداوند او را زیارت نماید به امید آن كه به وعدههای الهی برسد، هفتاد هزار فرشته او را همراه و مشایعت خواهند كرد، همچنین مورد خطاب قرار میگیرد كه از آلودگیها پاك شدی و بهشت گوارایت باد.
پس چون با دوست و برادر خود دست دهد و مصافحه كند مورد رحمت قرار خواهد گرفت.
13 - قال علیه السلام:إ نْ شَتَمَكَ رَجُلٌ عَنْ یَمینِكَ، ثُمَّ تَحَوَّلَ إلی یَسارِكَ فَاعْتَذَرَ إلَیْكَ فَاقْبَلْ مِنْهُ.(13)
چنانچه شخصی تو را بدگویی كند، و سپس برگردد و پوزش طلبد، عذرخواهی و پوزش او را پذیرا باش.
14 - قال علیه السلام: عَجِبْتُ لِمَنْ یَحْتَمی مِنَ الطَّعامِ لِمَضَرَّتِهِ، كَیْفَ لایَحْتَمی مِنَ الذَّنْبِ لِمَعَرَّتِهِ.(14)
تعجّب دارم از كسی كه نسبت به تشخیص خوب و بد خوراكش اهتمام میورزد كه مبادا ضرری به او برسد، چگونه نسبت به گناهان و دیگر كارهایش اهمیّت نمیدهد، و نسبت به مفاسد دنیائی، آخرتی روحی، فكری، اخلاقی و... بی تفاوت است.
15 - قال علیه السلام: مَنْ أطْعَمَ مُؤْمِنا مِنْ جُوعٍ أطْعَمَهُ اللّهُ مِنْ ثِمارِ الْجَنَّةِ، وَ مَنْ سَقی مُؤْمِنا مِنْ ظَمَأ سَقاهُ اللّهُ مِنَ الرَّحیقِ الْمَخْتُومِ، وَ مَنْ كَسا مُؤْمِنا كَساهُ اللّهُ مِنَ الثّیابِ الْخُضْرِ.(15)
هركس مؤمن گرسنه ای را طعام دهد خداوند او را از میوههای بهشت اطعام مینماید، و هر كه تشنه ای را آب دهد خداوند از چشمه گوارای بهشتی سیرآبش میگرداند، و هركس برهنه ای را لباس بپوشاند خداوند او را از لباس سبز بهشتی - كه بهترین نوع و رنگ میباشد - خواهد پوشاند.
16 - قال علیه السلام: إنَّ دینَ اللّهِ لایُصابُ بِالْعُقُولِ النّاقِصَةِ، وَ الاَّْرأ الْباطِلَةِ، وَ الْمَقاییسِ الْفاسِدَةِ، وَ لایُصابُ إ لاّ بِالتَّسْلیمِ، فَمَنْ سَلَّمَ لَنا سَلِمَ، ومَنِ اهْتَدی بِنا هُدِی، وَ مَنْ دانَ بِالْقِیاسِ وَ الرَّأی هَلَكَ.(16)
به وسیله عقل ناقص و نظریههای باطل، و مقایسات فاسد و بی اساس نمیتوان احكام و مسائل دین را به دست آورد؛ بنابراین تنها وسیله رسیدن به احكام واقعی دین، تسلیم محض میباشد؛ پس هركس در مقابل ما اهل بیت تسلیم باشد از هر انحرافی در امان است و هر كه به وسیله ما هدایت یابد خوشبخت خواهد بود.
و شخصی كه با قیاس و نظریات شخصی خود بخواهد دین اسلام را دریابد، هلاك میگردد.
17 - قال علیه السلام: الدُّنْیا سِنَةٌ، وَ الاَّْخِرَةُ یَقْظَةٌ، وَ نَحْنُ بَیْنَهُما أضْغاثُ احْلامِ.(17)
دنیا همچون نیمه خواب (چرت ) است و آخرت بیداری میباشد و ما در این میان رهگذر، بین خواب و بیداری به سر میبریم.
18 - قال علیه السلام: مِنْ سَعادَةِ الْمَرْءِ أنْ یَكُونَ مَتْجَرُهُ فی بِلادِهِ، وَ یَكُونَ خُلَطاؤُهُ صالِحینَ، وَ تَكُونَ لَهُ أوْلادٌ یَسْتَعینُ بِهِمْ(18)
از سعادت مرد آن است كه در شهر خود كسب و تجارت نماید و شریكان و مشتریانش افرادی صالح و نیكوكار باشند، و نیز دارای فرزندانی باشد كه كمك حال او باشند.
19 - قال علیه السلام:آیاتُ الْقُرْآنِ خَزائِنُ الْعِلْمِ، كُلَّما فُتِحَتْ خَزانَةٌ، فَیَنْبَغی لَكَ أنْ تَنْظُرَ ما فیها.(19)
آیههای قرآن، هر كدام آن، خزینه علوم خداوند است، هر آیه و خزینه ای را كه مشغول - خواندن میشوی - در آن دقّت نظر كن كه چه در مییابی.
20 - قال علیه السلام: مَنْ خَتَمَ الْقُرْآنَ بِمَكَّة لَمْ یَمُتْ حَتّی یَری رَسُولَ اللّهِ صَلّی اللّهُ عَلَیهِ وَ آلِهِ، وَ یَرَی مَنْزِلَهُ فی الْجَنَّةِ(20)
هر كه قرآن را در مكّه مكرّمه ختم كند نمیمیرد مگر آن كه حضرت رسول اللّه 6و نیز جایگاه خود را در بهشت رؤیت مینماید.
21 - قال علیه السلام:یا مَعْشَرَ مَنْ لَمْ یَحِجَّ اسْتَبْشَرُوا بِالْحاجِّ إ ذا قَدِمُوا فَصافِحُوهُمْ وَ عَظِّمُوهُمْ، فَإ نَّ ذلِكَ یَجِبُ عَلَیْكُمْ تُشارِكُوهُمْ فی الاْجْرِ.(21)
شماهائی كه به مكّه نرفته اید و در مراسم حجّ شركت نكرده اید، بشارت باد شماها را به آن حاجیانی كه بر میگردند، با آنها - دیدار و - مصافحه كنید تا در پاداش و ثواب حجّ آنها شریك باشید.
22 - قال علیه السلام: الرِّضا بِمَكْرُوهِ الْقَضا، مِنْ أعْلی دَرَجاتِ الْیَقینِ.(22)
شادمانی و راضی بودن به سختترین مقدّرات الهی از عالیترین مراتب ایمان و یقین خواهد بود.
23 - قال علیه السلام: ما مِنْ جُرْعَةٍ أحَبُّ إلی اللّهِ مِنْ جُرْعَتَیْنِ: جُرْعَةُ غَیْظٍ رَدَّها مُؤْمِنٌ بِحِلْمٍ، أوْ جُرْعَةُ مُصیبَةٍ رَدَّها مُؤْمِنٌ بِصَبْرٍ.(23)
نزد خداوند متعال حالتی محبوبتر از یكی از این دو حالت نیست:
حالت غضب و غیظی كه مؤمن با بردباری و حلم از آن بگذرد و دیگری حالت بلا و مصیبتی كه مؤمن آن را با شكیبائی و صبر بگذراند.
24 - قال علیه السلام: مَنْ رَمَی النّاسَ بِما فیهِمْ رَمَوْهُ بِما لَیْسَ فیِهِ.(24)
هركس مردم را عیب جوئی كند و عیوب آنان را بازگو نماید و سرزنش كند، دیگران او را متهّم به غیر واقعیّات میكنند.
25 - قال علیه السلام: مُجالَسَةُ الصَّالِحیِنَ داعِیَةٌ إلی الصَّلاحِ، وَ أدَبُ الْعُلَمأ زِیادَةٌ فِی الْعَقْلِ.(25)
هم نشینی با صالحان انسان را به سوی صلاح و خیر میكشاند، معاشرت و هم صحبت شدن با علما، سبب افزایش شعور و بینش میباشد.
26 - قال علیه السلام: إنَّ اللّهَ یُحِبُّ كُلَّ قَلْبٍ حَزینٍ، وَ یُحِبُّ كُلَّ عَبْدٍشَكُورٍ.(26)
همانا خداوند دوست دارد هر قلب حزین و غمگینی را (كه در فكر نجات و سعادت خود باشد) و هر بنده شكرگزاری را دوست دارد.

27 - قال علیه السلام:إنَّ لِسانَ ابْنَ آدَمٍ یَشْرُفُ عَلی جَمیعِ جَوارِحِهِ كُلَّ صَباحٍ فَیَقُولُ: كَیْفَ أصْبَحْتُمْ؟
فَیَقُولُونَ: بِخَیْرٍ إنْ تَرَكْتَنا، إ نَّما نُثابُ وَ نُعاقَبُ بِكَ.(27)
هر روز صبحگاهان زبان انسان بر تمام اعضا و جوارحش وارد میشود و میگوید: چگونه اید؟ و در چه وضعیّتی هستید؟
جواب دهند: اگر تو ما را رها كنی خوب و آسوده هستیم، چون كه ما به وسیله تو مورد ثواب و عقاب قرار میگیریم.
28 - قال علیه السلام: ما تَعِبَ أوْلِیاء اللّهُ فِی الدُّنْیا لِلدُّنْیا، بَلْ تَعِبُوا فِی الدُّنْیا لِلاَّْخِرَةِ.(28)
دوستان و اولیاء خدا در فعالیّتهای دنیوی خود را برای دنیا به زحمت نمیاندازند و خود را خسته نمیكنند بلكه برای آخرت زحمت میكِشند.
29 - قال علیه السلام: لَوْ یَعْلَمُ النّاسُ ما فِی طَلَبِ الْعِلْمِ لَطَلَبُوهُ وَ لَوْ بِسَفْكِ الْمُهَجِ وَ خَوْضِ اللُّجَجِ.(29)
چنانچه مردم منافع و فضایل تحصیل علوم را میدانستند هر آینه آن را تحصیل میكردند گرچه با ریخته شدن و یا فرو رفتن زیر آبها در گردابهای خطرناك باشد.
30 - قال علیه السلام:لَوِ اجْتَمَعَ أهْلُ السّماء وَ الاْ رْضِ أنْ یَصِفُوا اللّهَ بِعَظَمَتِهِ لَمْ یَقْدِرُوا.(30)
چنانچه تمامی اهل آسمان و زمین گِرد هم آیند و بخواهند خداوند متعال را در جهت عظمت و جلال توصیف و تعریف كنند، قادر نخواهند بود.
31 - قال علیه السلام: ما مِنْ شَیْیءٍ أحبُّ إلی اللّهِ بَعْدَ مَعْرِفَتِهِ مِنْ عِفَّةِ بَطْنٍ وَ فَرْجٍ، وَ ما شَیْیءٌ أحَبُّ إلی اللّهِ مِنْ أنْ یُسْألَ.(31)
بعد از معرفت به خداوند چیزی محبوبتر از دور نگه داشتن شكم و عورت - از آلودگیها و هوسرانیها و گناهان - نیست، و نیز محبوبترین كارها نزد خداوند مناجات و درخواست نیازمندیها به درگاهش میباشد.
32 - قال علیه السلام:إبْنَ آدَم إ نَّكَ مَیِّتٌ وَمَبْعُوثٌ وَ مَوْقُوفٌ بَیْنَ یَدَی اللّهِ عَزَّ وَ جَلّ مَسْؤُولٌ، فَأعِدَّ لَهُ جَوابا.(32)
ای فرزند آدم (ای انسان، تو) خواهی مُرد و سپس محشور میشوی و در پیشگاه خداوند جهت سوال و جواب احضار خواهی شد، پس جوابی (قانع كننده و صحیح در مقابل سؤال ها) مهیّا و آماده كن.
33 - قال علیه السلام: نَظَرُ الْمُؤْمِنِ فِی وَجْهِ أخِیهِ الْمُؤْمِنِ لِلْمَوَدَّةِ وَ الْمَحَبَّةِ لَهُ عِبادَة.(33)
نظر كردن مؤمن به صورت برادر مؤمنش از روی علاقه و محبّت عبادت است.
34 - قال علیه السلام: إیّاكَ وَ مُصاحَبَةُ الْفاسِقِ، فَإ نّهُ بائِعُكَ بِأكْلَةٍ أوْ أقَلّ مِنْ ذلِكَ وَ إ یّاكَ وَ مُصاحَبَةُ الْقاطِعِ لِرَحِمِهِ فَإنّی وَجَدْتُهُ مَلْعُونا فی كِتابِ اللّهِ.(34)
بر حذر باش از دوستی و همراهی با فاسق چون كه او به یك لقمه نان و چه بسا كمتر از آن هم، تو را میفروشد؛ و مواظب باش از دوستی و صحبت كردن با كسی كه قاطع صله رحم میباشد چون كه او را در كتاب خدا ملعون یافتم.
35 - قال علیه السلام: أشَدُّ ساعاتِ ابْنِ آدَم ثَلاثُ ساعاتٍ: السّاعَةُ الَّتی یُعایِنُ فیها مَلَكَ الْمَوْتِ، وَ السّاعَةُ الَّتی یَقُومُ فیها مِنْ قَبْرِهِ، وَ السَّاعَةُ الَّتی یَقِفُ فیها بَیْنَ یَدَیِ اللّه تَبارَكَ وَ تَعالی، فَإمّا الْجَنَّةُ وَ إمّا إلَی النّارِ.(35)
مشكلترین و سختترین لحظات و ساعات دورانها برای انسان، سه مرحله است:
1 - آن موقعی كه عزرائیل بر بالین انسان وارد میشود و میخواهد جان او را برگیرد.
2 - آن هنگامی كه از درون قبر زنده میشود و در صحرای محشر به پامی خیزد.
3 - آن زمانی كه در پیشگاه خداوند متعال - جهت حساب و كتاب و بررسی اعمال - قرار میگیرد و نمیداند راهی
36 - قال علیه السلام:إ ذا قامَ قائِمُنا أذْهَبَ اللّهُ عَزَوَجَلّ عَنْ شیعَتِنا الْعاهَةَ، وَ جَعَلَ قُلُوبَهُمْ كُزُبُرِ الْحَدیدِ، وَ جَعَلَ قُوَّةَ الرَجُلِ مِنْهُمْ قُوَّةَ أرْبَعینَ رَجُلاً.(36)
هنگامی كه قائم ما ( حضرت حجّت، روحی له الفدأ و عجّ) قیام و خروج نماید خداوند بلا و آفت را از شیعیان و پیروان ما بر میدارد ودلهای ایشان را همانند قطعه آهن محكم مینماید، و نیرو و قوّت هر یك از ایشان به مقدار نیروی چهل نفر دیگران خواهد شد.
37 - قال علیه السلام: عَجَباً كُلّ الْعَجَبِ لِمَنْ عَمِلَ لِدارِ الْفَناء وَ تَرَكَ دارَالْبقاء.(37)
بسیار عجیب است از كسانی كه برای این دنیای زودگذر و فانی كار میكنند و خون دل میخورند ولی آخرت را كه باقی و ابدی است رها و فراموش كرده اند.
38 - قال علیه السلام: رَأیْتُ الْخَیْرَ كُلَّهُ قَدِ اجْتَمَعَ فِی قَطْعِ الطَّمَعِ عَمّا فِی أیْدِی النّاسِ.(38)
تمام خیرات و خوبیهای دنیا و آخرت را در چشم پوشی و قطع طَمَع از زندگی و اموال دیگران میبینم (یعنی قناعت داشتن ).
39 - قال علیه السلام: مَنْ لَمْ یَكُنْ عَقْلُهُ أكْمَلَ ما فیهِ، كانَ هَلاكُهُ مِنْ أیْسَرِ ما فیهِ.(39)
كسی كه بینش و عقل خود را به كمال نرساند - و در رُكود فكری بسر برد - به سادگی در هلاكت و گمراهی و سقوط قرار خواهد گرفت.
40 - قال علیه السلام:إنَّ الْمَعْرِفَةَ، وَ كَمالَ دینِ الْمُسْلِمِ تَرْكُهُ الْكَلامَ فیما لایُغْنیهِ، وَ قِلَّةُ ریائِهِ، وَ حِلْمُهُ، وَ صَبْرُهُ، وَ حُسْنُ خُلْقِهِ.(40)
همانا معرفت و كمال دین مسلمان در گرو رهاكردن سخنان و حرفهایی است كه به حال او - و دیگران - سودی ندارد.
همچنین از ریاء و خودنمایی دوری جستن و در برابر مشكلات زندگی بردبار و شكیبا بودن و نیز دارای اخلاق پسندیده و نیك سیرت بودن است.
منابع در ادامه مطالب
دردانه آفرینش به روز شد لطفا ببینید و ممنون میشم اگر نظر بدید
یکی از معتبرترین زیارات زیارت عاشوراست
مخصوصا خوندن چهل روز ان به این ترتیبی که براتون میگم
ابتدا سلام به حضرت اباعبدالله الحسین علیه السلام بدهید
صد مرتبه الله اکبر بگوئید
زیارت عاشورا با با صد لعن و صد سلام را کامل بخوانید
بعد نماز و همین دیگر دعای علقمه ندارد برای انجام حاجات بسیار عالی هست
البته لازم به ذکر هست که این ترتیب زیارت عاشورا حتما باید زیر اسمان باشد
در ضمن این را هم اضافه کنم که زیارت هر روزه حضرت امام حسین همیشه و همه جا بسیار سفارش شده است
و کوتاهترین نوع ان به این ترتیب هست
سه مرتبه بگوئید صلی الله علیک یا اباعبدالله
این هم زیارت عاشورا
♥♥♥♥♥♥ ♥♥♥♥♥♥
♥♥حسين♥حسين♥♥ ♥♥حسين♥حسين♥♥
♥♥حسين♥♥♥حسين♥♥ ♥♥حسين♥♥♥حسين♥♥
♥♥حسين♥حسين♥حسين♥ ♥حسين♥حسين♥حسين♥♥
♥♥حسين♥حسين♥حسين♥♥حسين♥حسين♥حسين♥♥
♥♥حسين♥حسين♥حسين♥حسين♥حسين♥حسين♥♥
♥♥حسين♥حسين♥حسين♥حسين♥حسين♥حسين♥
♥♥حسين♥حسين♥♥حسين♥♥حسين♥حسين♥
♥♥حسين♥حسين♥حسين♥حسين♥حسين♥
♥♥حسين♥حسين♥♥♥حسين♥حسين♥
♥♥حسين♥حسين♥حسين♥حسين♥
♥♥حسين♥♥حسين♥♥حسين♥
♥♥حسين♥حسين♥حسين♥
♥♥حسين♥♥حسين♥
♥♥♥حسين♥♥♥
♥♥♥♥♥♥
انا محروم حسین
لم یا قوم تریدون ببغی و فساد
لم تسعون بقتلی بلجاج و عناد
لیس والله سوانا خلف بعد النبی
فرض الله علی طاعتنا کل عباد
انا مظلوم حسین
انا محروم حسین
من له جد کجدی فی الوری
او کشیخی فانا ابن العلمین
فاطم الزهرا امی ، و ابی
قاصم الکفر ببدر و حنین
عبدالله غلاما یافعا
و قریش یعبدون الوثنین
یعبدون اللات و العزی معا
و علی کان صل القبلتین
و ابی شمس امی قمر
فانا الکوکب و ابن القمرین
انا مظلوم حسین
انا محروم حسین
چیست تقصیر من ای قوم که امروز جهانی
شده آماده به قتلم همه با تیغ و سنانی
در شما نیست ز اسلام نه نامی و نشانی
انا عطشان و قد احرق نطقی و لسانی
انا ظمئان و قد احرق قلبی و فوادی
انا مظلوم حسین
انا محروم حسین
زیر خنجر شه لب تشنه حسین گفت:
تو ای شمر ستمکار!
تو ای ملحد مکار!
تو ای کافر غدار!
اگر من نشناسی ، بگویم بشناسی
حسینم و ضیاء القمرینم ، قتیل الودجینم
امام الحرمینم انا الفضه وابن الذهبینم